چند دقیقه ای به آغاز مراسم بیشتر نمانده بود که نشسته بودم متنم را بنویسم تا روی سِن، خستگی زحمات عزیزانم را بر تنشان ثابت نکنم. کمی هم اضطراب این را داشتم که نکند متنم نرسد و یا افتضاح شود...! هرجوری بود چند جمله ای مربوط به برنامه های قبل و بعد بالا رفتنم نوشتم تا بالای سِن دست خالی نباشم و در کل می خواستم مجری متفاوتی باشم! ضربان قلب من، بالا و بالا تر می رفت و اتاق فرمان شروع کار به تنظیمات آخر نور و صدا و تصویر می کردند! و قرآن ابتدای مراسم قرائت شد؛ و
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام
برچسب:
نویسنده: آریا نیکنام